غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۵۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ترا اگر به نیاز احتیاج خواهد بود

نیازمندی ما را رواج خواهد بود

۲

به دردمندی من عاشقی نخواهی یافت

ترا به عاشق اگر احتیاج خواهد بود

۳

لب عقیق تو گراین چنین شود شاداب

هزارتشنه جگر را علاج خواهد بود

۴

کلاه گوشه عجزی که بشکنی اینجا

چوسربرآوردی از خاک تاج خواهد بود

۵

اگر به آب تو آمیخته است منت خشک

به کام تشنه لبان چون زجاج خواهد بود

۶

شدم خراب که ایمن شوم ندانستم

که گنج بهر خراج احتیاج خواهد بود

۷

درین جهان چو ندارد رواج این زر قلب

در آن جهان چه سخن را رواج خواهد بود

۸

ز رنگ وبوی جهان صاف کن چو شبنم دل

که سنگ راه تواین امتزاج خواهد بود

۹

ز زال دهر چومردان کناره کن صائب

اگر به حور ترا ازدواج خواهدبود

بازگشت به سروده‌های صائب