غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۵۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

حقوق خدمت اگر در حساب خواهد بود

ز رشک من دل عالم کباب خواهد بود

۲

اگر چه پای سفر نیست جسم زار مرا

سرشک من همه جا در رکاب خواهد بود

۳

غمین مباش چو شبنم ز آب گشتن دل

که عینک نظر آفتاب خواهد بود

۴

چو رشته دانه دام تو می شود گوهر

اگر کمند تو از پیچ وتاب خواهد بود

۵

امید لطف به خط داشتم ندانستم

که جوهر دم تیغ عتاب خواهد بود

۶

ز عشق گردش افلاک را نصیبی نیست

پیاله را چه خبر از شراب خواهد بود

۷

به مرگ دست ستمگر نمی شود کوتاه

که تیر را پروبال از عقاب خواهد بود

۸

فریب جلوه دنیا مخور که نقش امید

سبک رکاب چو موج سراب خواهد بود

۹

ز آب گشتن دل خون خودمخور صائب

چوگل ز پوست برآید گلاب خواهد بود

بازگشت به سروده‌های صائب