غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۴۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

کسی برون سرازین بحربیکرانه کند

که سربه اره پشت نهنگ شانه

۲

زمانه روی گل سرخ را بر آتش داشت

سزای آن که شکرخند بیغمانه کند

۳

ز جوش گل نفس غنچه پردگی شده است

چگونه مرغ درین گلشن آشیانه کند

۴

شکر به چاشنی زهر عادتی نرسد

زمانه ساز چه اندیشه از زمانه کند

۵

شدم مقیم به دشت جنون چه دانستم

که موج ریگ روان کار تازیانه مند

۶

به نخل خامه صائب شکستگی مرساد

که اختراع غزلهای عاشقانه کند

بازگشت به سروده‌های صائب