سخن به مردم افسرده دل اثر چه کند
به خون مرده تقاضای نیشتر چه کند
این شعر به توصیف ناامیدی و بیاثر بودن تلاشها در برابر سرنوشت و تقدیر میپردازد. شاعر با استفاده از تجارب مختلف، نشان میدهد که در شرایط سخت و دشوار، حتی بهترین روشها و تربیتها هم نمیتواند تغییر چشمگیری ایجاد کند. او به قضا و قدر اشاره میکند و میگوید که هر چه تلاش کنیم، در نهایت چیزی جز ناامیدی باقی نمیماند. در نهایت، شاعر تکرار میکند که در دنیای پر از مشکلات و آلام، هر تلاشی بیهوده به نظر میرسد و چیزی نمیتواند به بهبود اوضاع کمک کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سخن به مردم افسرده دل اثر چه کند
به خون مرده تقاضای نیشتر چه کند
جز این که خون خورد وبر جگر نهد دندان
به این گهر نشناسان دگر گهر چه کند
نکرد تربیت نوح در پسر تأثیر
به سرنوشت قضا کوشش پدر چه کند
عبث به سوختن ماست چشم دوزخ را
به دامن تر ما عاصیان شرر چه کند
چو پشت پای ز آزادگی به حاصل زد
جز این که دست زند سروبرکمر چه کند
قضا چو دست به تیغ جگر شکاف برد
به روی هم ننهد دست خودسپرچه کند
ز سنگ حادثه شد توتیا سفینه من
دگر به کشتی من موجه خطر چه کند
هدایت من سرگشته نیست کار دلیل
به ریگ هرزه مرس سعی راهبر چه کند
ز آفتاب چه گل می توان به شبنم چید
به دستگاه جمال تو چشم تر چه کند
کم است عمر ابدفکرزادعقبی را
کسی تهیه به این عمر مختصر چه کند
جز این که سر ز خجالت به زیر پا فکند
به طفل خام طمع نخل بی ثمر چه کند
در آن ریاض که صائب نواشناسی نیست
صفیر ما نکشد سر به زیر پر چه کند