ز خود برآمدگان رستگار می باشند
ز داروگیر جهان برکنار می باشند
این متن شاعرانه به بررسی ویژگیهای انسانهای رستگار و دور از هوس میپردازد. شاعر به بیان این نکته میپردازد که افرادی که از دنیا و مادیات دوری میکنند، به آرامش و رضایت میرسند. این افراد از آرزوهای بیپایه فاصله میگیرند و در مقام رضا قرار دارند. شاعر همچنین به تشبیه افرادی میپردازد که در مشکلات و حوادث نگهداشتن خود را یاد نمیبرند و به ثبات و صبر دست پیدا میکنند. آنها از زیباییهای ظاهری و خیالات فریبنده دوری میکنند و به جستجوی عمق واقعیات میپردازند. این سروده خطاب به گروهی است که در تلاشند به حقیقت برسند و از غفلتهای روزمره فراتر روند، با اشاره به اینکه انسانهای خوبی که یاد خدا و حقیقت را فراموش نکردهاند، در واقع بهشت واقعی را تجربه میکنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز خود برآمدگان رستگار می باشند
ز داروگیر جهان برکنار می باشند
ز دل غبار هوس دور کن که مهرویان
هلاک آینه بی غبار می باشند
چه فارغند ز یاد بهشت مردانی
که در مقام رضا پایدار می باشند
اگر دهند دو عالم به مطربی مستان
همان ز همت خودشرمسار می باشند
چه می شود به ته پای خود نگاه کنند
جماعتی که به مطلب سوار می باشند
ز معنی اند چه بی بهره طفل طبعانی
که محو خانه صورت نگار می باشند
ز سیل حادثه حرفی شنیده اند، آنها
که آرمیده درین روزگار می باشند
ز انقلاب ندارند اهل صورت بیم
چو آب آینه بر یک قرار می باشند
جماعتی که نیند از گداز خود غافل
چو شمع شب همه شب اشکبار می باشند
سبکروان که زتعجیل عمر آگاهند
گرهگشا چو نسیم بهار می باشند
چه ساده اند گروهی که با نظربازی
به فکر بوس وخیال کنار می باشند
بهشت روی زمینند خوبرویانی
که در جناغ فراموشکار می باشند
اگر به چرخ برآیند صاحبان نظر
همان چو نقش قدم خاکسار می باشند
چو تخم سوخته صائب ستاره سوختگان
خجل ز تربیت نوبهار می باشند