چرا به خلدبرین از خدا شوی خرسند
به جوی شیر چو طفلان چرا شوی خرسند
شاعر در این غزل به مخاطب یادآور میشود که نباید به موارد زودگذر و سطحی خوشحال شود. وی اشاره میکند که فردی نباید به بهشت و نعمتهای دنیوی حتی اگر هم زیبا و جذاب باشند، دلخوش کند. او تأکید میکند که سعادت واقعی و جاودانه فقط در پیوند با خداوند و یافتن رضایت درونی است. شاعر به این نکته میپردازد که خوشحالی به ظاهر و موقعیتهای موقت، انسان را از حقیقت دور میکند. در نهایت، مهمترین پیام این است که خوشبختی واقعی درک عمیق و ایمان است، نه تکیه بر ظواهر دنیوی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چرا به خلدبرین از خدا شوی خرسند
به جوی شیر چو طفلان چرا شوی خرسند
ز ماه مصر به زندان چاه ساخته ای
اگر به هر دو جهان از خدا شوی خرسند
مباد همچو سکندر درین تماشاگاه
به آبگینه ز آب بقا شوی خرسند
سعادت ازلی بی حجاب می تابد
چرا به سایه بال هما شوی خرسند
بهشت نسیه خود نقد می توانی کرد
ز خلد اگر به مقام رضا شوی خرسند
ز هر شکست ترا شهپری دهند چوموج
اگر به حکم روان قضا شوی خرسند
به آشنایی بیگانگان برآمده ای
تو آن نه ای که به یک آشنا شوی خرسند
بلنددار نظر را مباد چون نرگس
ز چشم خود به همین پیش پا شوی خرسند
ز شش جهت در روزی ترا گشاده شود
اگرزعشق به درد وبلا شوی خرسند
به خواب ناز روی همچو چشم قربانی
اگر به خاطر بی مدعا شوی خرسند
علم شوی به طراوت چو نرگس بیمار
به درد خویش اگر از دوا شوی خرسند
ز فکر رزق پریشان نمی شوی صائب
اگر به پاره دل از غذاشوی خرسند