سخنوران که درین بوستان نوا سازند
کباب یکدگر از شعله های آوازند
این شعر به بررسی وضعیت انسانها و تفاوتهای آنها میپردازد. شاعر به استفاده از سخنرانان و هنرمندان اشاره میکند که همانند شعلههای آواز، دیگران را تحت تاثیر قرار میدهند. او به کسانی که در حال قضاوت هستند، هشدار میدهد و تاثیر تلاشهای گذشتگان را بر زندگی فعلی نشان میدهد. در نهایت، شاعر به افرادی که به دنبال شهرت و قدرت هستند، انتقاد میکند و بیان میکند که آنها هرگز به عروج واقعی نخواهند رسید. بهطور کلی، شعر به مساله عبرت، معرفت و سیر و سلوک انسانی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سخنوران که درین بوستان نوا سازند
کباب یکدگر از شعله های آوازند
مبین به چشم حقارت شکسته بالان را
که در گرفتن عبرت هزار شهبازند
چگونه کاسه پرزهر مرگ را نوشند
جماعتی که بدآموز نعمت ونازند
شوندکامروا چون دعای دامن شب
جماعتی که مشکین خطان نظربازند
هلاک کنج لب وگوشه های آن چشمم
که دلپذیر تر از گوشه های شیرازند
ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان
گذشتگان پل این سیل خانه پردازند
نمی رسند به معراج گفتگو صائب
جماعتی که به دعوی بلند پروازند