اگر ز چهره داغم نقاب بردارند
جهانیان نظر از آفتاب بردارند
این شعر به احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق اشاره دارد. شاعر از داغی که بر چهرهاش است صحبت میکند و میگوید اگر این نقاب برداشته شود، دیگران هم از نور عشق دور خواهند شد. او به دوستداشتن و عواقب آن اشاره میکند و از تمایل به توجه به چشمزخمها و تاثیرات آن بر عشق سخن میگوید. همچنین به شرم ناشی از وصال و تاثیر آن بر دوستان اشاره کرده و در انتها خواستار شراب و شادی در مجلسی روحانی میشود. در کل، شعر بازتابی از عشق، درد و آرزوی خوشی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر ز چهره داغم نقاب بردارند
جهانیان نظر از آفتاب بردارند
چنان مکن که به حال خودت گذارد عشق
نه دوستی است که دست از کباب بردارند
ز چشم شور تماشاییان مشو غافل
که رنگ نشأه ز روی شراب بردارند
ز شرم وصل شدم آب دوستان چه شدند
که نخل موم من از آفتاب بردارند
اگر به مجلس روحانیان رسی صائب
بگو که قسمت ما را شراب بردارند