غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۹۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خزان رسید وگل افشانی بهار نماند

به دست بوسه فریب چمن نگار نماند

۲

چنان غبار خط آن صفحه عذار گرفت

که جای حاشیه زلف برکنار نماند

۳

ز خوشه چینی این چهره های گندم گون

سفید را به نظر یک جو اعتبار نماند

۴

ز نغمه سنجی داود گوش می گیرند

فغان که نغمه شناسی درین دیار نماند

۵

ز پیش آتش خویش چگونه بگریزم

مرا که قوت پرواز یک شرار نماند

۶

خموشیم اثر شکر نیست چون صائب

دماغ شکوه ام از اهل روزگار نماند

بازگشت به سروده‌های صائب