غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۸۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مرا شکستگی پا به آن جناب رساند

فتادگی سر شبنم به آفتاب رساند

۲

ندوختم نظر از آفتاب عارض او

اگر چه خانه چشم مرا به آب رساند

۳

همان که شست ز خاط جواب نامه من

هزاره نامه ننوشته را جواب رساند

۴

زهر که گرد برآورد آن سبک جولان

ز راه لطف به پابوس آن رکاب رساند

۵

زگریه قطع نظر چون کنم در این گلشن

که چشم تر سرشبنم به آفتاب رساند

بازگشت به سروده‌های صائب