غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۸۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

کجاست می که مرا شیرگیر گرداند

دماغ خشک مرا جوی شیر گرداند

۲

خمار سردنفس را مجال حرف مده

که صبح را نفس سرد پیر گرداند

۳

سخن پذیر دلی نیست در قلمرو خاک

سخن برای چه کس دلپذیر گرداند

۴

نمی شودزتب شکوه آتشین نفسم

اگر قضا وطنم کام شیر گرداند

۵

مرا چه رتبه پیغام آن دهن صائب

همین بس است مرا در ضمیر گرداند

بازگشت به سروده‌های صائب