غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۷۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

کسی به ملک رضا خشمگین نمی باشد

درین ریاض گل آتشین نمی باشد

۲

زخنده گل صبح این دقیقه روشن شد

که عیش جزنفس واپسین نمی باشد

۳

درازدستی ماکردکار برما تنگ

وگرنه جامه بی آستین نمی باشد

۴

به هر طرف نگری دورباش برق بلاست

به گرد خرمن ما خوشه چین نمی باشد

۵

ز سرفرازی ما اینقدر تعجب چیست

همیشه دانه به زیر زمین نمی باشد

۶

گهر مبر به سرچارسوی خودبینان

که غیرآینه آنجا نگین نمی باشد

۷

تمام مهر و سراپا محبتم صائب

به عالمی که منم خشم وکین نمی باشد

بازگشت به سروده‌های صائب