غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۷۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خوشا کسی که ز خود باخبر نمی باشد

که آه بی اثران بی اثر نمی باشد

۲

نمی شود دل بیتاب از خدا غافل

ز قبله قبله نما بیخبر نمی باشد

۳

چه حاجت است به ارشاد عزم صادق را

دلیل قافله را راهبر نمی باشد

۴

ز مغز نیست سخنهای پوچ ما خالی

حباب قلزم ما بی گهر نمی باشد

۵

به گردنی که زبند لباس شد آزاد

دو شاخه ای ز گریبان بتر نمی باشد

۶

دهان تلخ برون می برم ز گلزاری

که سرو وبید در او بی ثمر نمی باشد

۷

صفای دل ز جهان بی نیاز کرد مرا

که روی آینه محتاج زر نمی باشد

۸

به خون دل ز می ناب صلح کن صائب

که غیر خون می بی دردسرنمی باشد

بازگشت به سروده‌های صائب