حیات من سخنهای دلنشین باشد
غذای من چو صدف گوهر ثمین باشد
این شعر به توصیف احساسات عمیق و زیباییهای زندگی میپردازد. شاعر از شوق و شادی سخن میگوید و غذا را به زیباییها و ارزشهای درونی تشبیه میکند. او به زیباییهای طبیعی اشاره کرده و از تلاش برای دستیابی به خوشبختی و لذت، حتی در دشواریها سخن میگوید. در نهایت، شاعر به تاثیر عشق و زیبایی در دل و جان اشاره کرده و آن را مسبب شعف و زندگی میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حیات من سخنهای دلنشین باشد
غذای من چو صدف گوهر ثمین باشد
به لعل در جگر سنگ آب ورنگ رسید
برای رزق چرا کس دگرغمین باشد
به چشم مور اگر سرمه ای مفت است
ز خرمنی که ازو برق خوشه چین باشد
به جرم پاکی گوهر ز چشمه خورشید
چولعل قسمت من آب آتشین باشد
شکوفه ید بیضا که صبح اعجازست
نظر به ساعد او صبح اولین باشد
کباب شد دل بلبل ز نغمه ات صائب
ترقی نفس آتشین همین باشد