زبستگی دل آگاه شادمان باشد
که لال را ز ده انگشت ترجمان باشد
این شعر به موضوعاتی چون عشق، امید و تنهایی میپردازد. شاعر به رابطه میان دل و شادی اشاره میکند و از قدرت بیان گفتهها و احساسات سخن میگوید. او به نقص و دردهای خود اشاره میکند و بر این باور است که گاهی بهتر است در مشکلات بیش از حد در خود نباشیم. با اشاره به زیباییهای گل و گذر زمان، شاعر از امید به بهبودی و لطف الهی سخن میگوید و به این نکته میرسد که عشق و احساسات عمیق انسانی در زندگی ما نقش مهمی دارند. در نهایت، شاعر امید دارد که روزی خدای مهربان به او کمک کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زبستگی دل آگاه شادمان باشد
که لال را ز ده انگشت ترجمان باشد
شکسته پایی من برفلک گران باشد
پیاده هر که رودبار کاروان باشد
قدم برون منه از خودکه تیر کجرفتار
همان به است که در خانه کمان باشد
درین دوهفته که گل گرم محمل آرایی است
کسی چه در پی تعمیر آشیان باشد
و فابه وعده نمودن خوش است پیش از وقت
که ماه سی شبه بردیده ها گران باشد
زبان شکوه ما نیست شمع هر مجلس
چو سنگ آتش مادر جگر نهان باشد
برون ز عالم گل عشق را خیابانهاست
که سرو کوته آن عمر جاودان باشد
نتیجه نفس گرم عندلیبان است
که عمر شبنم گستاخ یک زمان باشد
امید هست خدامهربان شود صائب
طبیب اگر به من خسته سرگران باشد