خوشا دلی که دراودرد را گذر باشد
خوشا سری که سزاوار دردسر باشد
شاعر در این شعر به توصیف ویژگیهای دل و روح انسانی میپردازد. او از دل شاداب و سعادتمند میگوید که قادر است درد را تحمل کند و همچنین به سمبلهایی از تلاش و مبارزه اشاره میکند که نشاندهنده گذر از مشکلات و سختیهاست. در بخشهایی از شعر، او به مفهوم زیبایی و اهمیت سادگی و دل پاک میپردازد و به این نکته اشاره میکند که غم و مشکلات زندگی برای کسانی که بیثمر کار میکنند، بیاهمیت است. در نهایت، شاعر از عزم و ارادهاش در مقابل مشکلات میگوید و خود را از ملامتها و ناامیدیها دور نگه میدارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خوشا دلی که دراودرد را گذر باشد
خوشا سری که سزاوار دردسر باشد
شرربه آتش وشبنم به بوستان برگشت
دل رمیده ما چند در سفر باشد
بساز با جگر تشنه چون شدی مجنون
که آب دانه زنجیر از جگر باشد
زجدوجهد گذر کن که در طریق فنا
حجاب اول پروانه بال وپر باشد
زنقش بادبه دست است موج دریا را
صدف زساده دلی مخزن گهر باشد
نصیب چرب زبانان شود حلاوت عمر
همیشه صحبت بادام با شکر باشد
غم زمانه به بی حاصلان ندارد کار
زنند سنگ به نخلی که بارور باشد
کجا زسنگ ملامت غمین شوم صائب
مرا که تیشه به سر سایه کمر باشد