غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۵۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خوش است حس که در پرده حیا باشد

که بدنماست پریزاد خودنماباشد

۲

برهنگی نشود پرده شرافت ذات

چه نقص دارد اگر کعبه بی قبا باشد

۳

کلید صد در بسته است جنبش نفسش

لبی که خامش از اظهار مدعا باشد

۴

مروت است که در عهد آن لب میگون

فضای سینه من دشت کربلا باشد

۵

ازان فقیر تمنای مومیایی کن

که خود شکسته تر از نقش بوریا باشد

۶

زسایلان در مسجد نمی شود خالی

در کریم محال است بی گدا باشد

۷

کدورت است زگردون نصیب زنده دلان

که رزق شمع همین گردازآسیا باشد

۸

در بهشت نبندندبر رخش صائب

مرا کسی که به میخانه رهنما باشد

بازگشت به سروده‌های صائب