زخط عذار تو بی آب وتاب خواهد شد
زهاله ماه تو پا در در رکاب خواهد شد
این شعر به توصیف زیباییهای ظاهری و درونی معشوق پرداخته و با زبانی خیالانگیز به عواطف و دلبستگیهای عاشق اشاره میکند. شاعر از ویژگیهای ظاهری معشوق، مانند چهره، لبها، و زلفها صحبت میکند و آنها را به چیزهایی همچون لاله، ماه، و ستاره تشبیه میکند. همچنین به تأثیر این زیباییها بر دل عاشق و احساساتی چون درد و ندامت اشاره دارد. عشق و غم از تمهای اصلی شعر هستند و شاعر با تصاویری نغز و زیبا، واقعیات عشق را به تصویر میکشد. در نهایت، شعر بیانگر این است که زیبایی معشوق میتواند بر روزگار و احساسات عاشق اثرات عمیقی بگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زخط عذار تو بی آب وتاب خواهد شد
زهاله ماه تو پا در در رکاب خواهد شد
رخی که در جگر لاله خون ازومی سوخت
سیاه روزتر از مشک ناب خواهد شد
لبی که از سخنش می چکید آب حیات
جگر گداز چو موج سراب خواهد شد
دلی که پشت به کوه گران زسختی داشت
زسیل اشک ندامت خراب خواهد شد
زبرگزیر خزان آفتاب طلعت تو
شکسته رنگتر از ماهتاب خواهد شد
زخط ستاره خال تو می رودبه وبال
خمار چشم مبدل به خواب خواهد شد
کمند زلف تو با آن درازدستها
چو خال یک گره از پیچ وتاب خواهد شد
ز دستبرد خط سبز تیغ غمزه تو
به زیر پرده نگار آب خواهد شد
دل سیاه تو چون داغ لاله سیراب
به آتش جگر خود کباب خواهد شد
زخط زمانه ترا می کشد به پای حساب
تلافی ستم بی حساب خواهد شد
رخی که صائب ازودیده شد نگارستان
سیاه روز چو پر غراب خواهد شد