ز طرف روی تو خط سیاه پیدا شد
در آفتاب قیامت پناه پیدا شد
این شعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق و خطوطی که بر چهره او نقش بسته اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری از آفتاب قیامت، زمین سیاه و حیرت از خطوط سبز لب، احساس شادی و شگفتی خود را بیان میکند. او به زیبایی و لطافت معشوقش اشاره میکند و به نوعی در نگرانی از فتنهها و دلبستگیهای ناشی از زیباییهای او است. در مجموع، شعر توصیفی از عشق و جذابیت و همچنین چالشهای آن را به نمایش میگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز طرف روی تو خط سیاه پیدا شد
در آفتاب قیامت پناه پیدا شد
ز خط به چهره لغزنده تو دلشادم
که دست پیچ برای نگاه پیدا شد
شکر اگر چه شود حاصل از زمین سیاه
ز شکر تو زمین سیاه پیدا شد
ز تنگی آن دهن از دیده بود پوشیده
ز خط به تنگ دهان تو راه پیدا شد
به حیرتم ز خط سبز آن لب نمکین
که چون ز کان ملاحت گیاه پیدا شد؟
دمید خط ز بناگوش آن سمن سیما
غریب شامی ازین صبحگاه پیدا شد
ز فتنه خط شبرنگ او مشو ایمن
که برق، صائب از ابر سیاه پیدا شد