عرق نه از رخ آن گلعذار می ریزد
ستاره از فلک فتنه بار می ریزد
این شعر به توصیف احساسات عمیق و ارتباطات انسانی میپردازد. شاعر با استفاده از نمادها و تشبیهات، لحظات تلخ و شیرین زندگی را به تصویر میکشد. عرقی که از رخ گلی میریزد، استعارهای از عشق و زیبایی و همچنین عواطفی است که تحت تأثیر موانع و مشکلات زندگی از بین میرود. او به گلی در پرواز اشاره میکند که به خاطر توجه دیگران از بارش نسیم دچار گسست میشود. شاعر با یادآوری خطرهای صحبت با افراد نادرست و تأثیرات منفی آن بر زندگی، از ارزش ارتباطات سالم و درست سخن میگوید. زندگی به سختی میگذرد و در این زمانه که همه در رنج و گرفتاری هستند، رنگ و لذت زندگی به تدریج از بین میرود. بهطور کلی، شعر به تأمل در مورد احساسات، عشق، و چالشهای زندگی پرداخته و نشاندهندهی تاثیرات عاطفی و معنوی آنهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عرق نه از رخ آن گلعذار می ریزد
ستاره از فلک فتنه بار می ریزد
گره به رشته پرواز من گلی زده است
که از نسیم توجه ز بار می ریزد
بنای زندگی خضر هم به آب رسید
هنوز از لب تیغش خمار می ریزد
حذر ز صحبت ناجنس حرز عافیت است
که خون ز سر انگشت خار می ریزد
درین زمانه که رسم گرفتگی عام است
چگونه رنگ ز دست بهار می ریزد؟
چو تاک سر زده، هرجا که حرف می گذرد
سرشکم از مژه بی اختیار می ریزد
لبی که تنگ شکر شد دهان ساغر ازو
به چشم من نمک انتظار می ریزد
مرا به زخم زبان خصم می دهد تهدید
به چاک پیرهن شعله خار می ریزد
صفیر خامه صائب بلند چون گردد
ز آبگینه دلها غبار می ریزد