لبت ز خنده دندان نما گهر ریزد
تبسم تو در آب گهر شکر ریزد
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و تصاویری از احساسات عمیق و تاثیرگذاری را به تصویر میکشد. شاعر از خنده و لبخند محبوبش سخن میگوید که مانند مروارید میدرخشد و از سوز دل خود حکایت میکند که باعث اشکریزیاش میشود. او در توصیف زیبایی معشوقش از مژگان و چهرهاش یاد میکند و رابطهاش با عشق را توصیف میکند که گاه شاداب و گاه دردناک است. شاعر به مشکلات و رنجهای اهل هنر نیز اشاره دارد و در نهایت به عشق و زیباییهای آن با حسرت و شوق مینگرد. این ابیات پر از استعاره و تصاویر زیباست که عمق احساسات انسانی را به نمایش میگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
لبت ز خنده دندان نما گهر ریزد
تبسم تو در آب گهر شکر ریزد
اگر ز سوز دل خود حکایتی گویم
ز چشم شعله، روان گریه شرر ریزد
نظر ز سوزن مژگان یار می دوزم
به چشم آبله ام چند نیشتر ریزد؟
اگر فتد به غلط راه بر گلستانت
ز شاخ گل به سرت عندلیب زر ریزد
مرا به خلوت شرم و حجاب او مبرید
به جوی شیر چه لازم کسی شکر ریزد؟
صدف نیم که دهن واکنم به ابر بهار
به جای قطره اگر بر لبم گهر ریزد
ستم به قدر هنر می کشند اهل هنر
به شاخ، سنگ به اندازه ثمر ریزد
به روی بحر توکل نه آن سبکسیرم
که شیشه در ره من موجه خطر ریزد
دم مسیح و لب خضر خاک می بوسند
چو زلف جوهر تیغ تو تا کمر ریزد
چنان به درد بگریم ز کاوش مژه اش
که خون مرگ ز مژگان نیشتر ریزد
نظر ز چهره شیرین یار می پوشد
به روی آینه تا کی کسی گهر ریزد؟