ز جوش نشأه ز مغزم بهار می خیزد
ز فیض اشک گلم از کنار می خیزد
این شعر به توصیف زیباییهای بهار و عشق میپردازد. شاعر میگوید که شادی و سرزندگی بهار از احساسات درونی او نشأت میگیرد. او به زیباییهای طبیعی اشاره میکند و مینویسد که همچنان که رنگها و جلوههای زیبای بهار در چمنزار و گلها میریزد، احساسات او نیز از شدت عشق و جنون بر میخیزد. در نهایت، شاعر به داغی که در دل دارد اشاره میکند و تأکید میکند که این احساسات از زیباییهای اطرافش نشأت میگیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز جوش نشأه ز مغزم بهار می خیزد
ز فیض اشک گلم از کنار می خیزد
چنین که گوشه ابروی صیقل است بلند
کجا ز آینه ما غبار می خیزد؟
به هر چمن که چو طاوس جلوه گر گردید
تذرو رنگ ز شاخ بهار می خیزد
به داغ سینه صائب به چشم کم منگر
جنون ز دامن این لاله زار می خیزد