به ناله ای ز دل ما چه درد می خیزد؟
ز یک نسیم چه مقدار گرد می خیزد؟
در این شعر شاعر از درد و احساسات عمیق خود سخن میگوید. او میگوید که نالهای از دلش بر میخیزد و این درد به اندازه نسیمی است که گرد و غباری را به هوا میافکند. نگاه نرگس نیلوفر را کشندهتر از هر چیز دیگری توصیف میکند و میگوید که فتنهها از آسمان میآید. همچنین اشاره میکند که حتی اگر آفتاب را در آغوش بگیرد، آه سردی از دلش برمیخیزد. او خود را به شمعی تشبیه میکند که سوختن آن باعث طلوع سبزههای زرد میشود. در ادامه، از بیتوجهی آسمان به او و کمتوجهی مردم نسبت به دردش سخن میگوید و به این نتیجه میرسد که دل خراب او به هیچ لشکری احتیاج ندارد و این فقط نام سیل است که از خانهاش بر میخیزد. در پایان، افسوس میخورد که اگر دیگران به دردم توجه میکردند، نالههای او را میشنیدند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به ناله ای ز دل ما چه درد می خیزد؟
ز یک نسیم چه مقدار گرد می خیزد؟
نگاه نرگس نیلوفری کشنده ترست
که فتنه از فلک لاجورد می خیزد
اگر چو صبح کشم آفتاب را در بر
همان ز سینه من آه سرد می خیزد
چو شمع موی سرم آتشین به چشم آید
ز خاک سوختگان سبزه زرد می خیزد
سپهر سفله که باشد که دست من گیرد؟
ز خاک، مرد به امداد مرد می خیزد
خرابی دل ما لشکری نمی خواهد
ز نام سیل ازین خانه گرد می خیزد
نمی رسند به درد سخن سخن سنجان
وگرنه ناله صائب ز درد می خیزد