غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۰۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دل مرا نگه گرم یار می سازد

ستاره سوخته را این شرار می سازد

۲

نوای مرغ سحرخیز حالتی دارد

که غنچه را دل شب زنده دار می سازد

۳

چراغ خلوت یکدیگرند سوختگان

مرا چو لاله دل داغدار می سازد

۴

شکستگان جهانند مومیایی هم

دل مرا شکن زلف یار می سازد

۵

کسی که بر دل درویش می گذارد دست

بنای دولت خود پایدار می سازد

۶

اگر سحاب کند سبز تخم سوخته را

ستاره سوخته را هم بهار می سازد

۷

هزار خانه زین بیشتر تهی کرده است

اگرچه دیگری او را سوار می سازد

۸

چها کند به دل صائب آتشین رویی

که آب آینه را بیقرار می سازد

بازگشت به سروده‌های صائب