غزال چشم تو ره بر پلنگ می گیرد
حباب بحر تو باج از نهنگ می گیرد
این شعر به توصیف زیبایی و پر رمز و راز عشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری چون "غزال چشم"، "حباب بحر" و "نهنگ" احساسات عمیق و پیچیده را به نمایش میگذارد. او به تقابل عاشق و معشوق، و همچنین پیوند بین عشق و آزادی اشاره میکند. در نهایت، شاعر به ارزشهایی که در جامعه وجود دارد و تأثیر آنها بر روح انسان، خصوصاً در کنایات از "آینه" و "زنگ"، میپردازد. این شعر نماد تنشهای درونی و جستجوی حقیقت و زیبایی در زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
غزال چشم تو ره بر پلنگ می گیرد
حباب بحر تو باج از نهنگ می گیرد
بود مصاف تو ای چرخ با شکسته دلان
همیشه شیر تو آهوی لنگ می گیرد
مکش سر از خط تسلیم عشق کاین صیاد
به دام موج ز دریا نهنگ می گیرد
چه طالع است که شیرازه سفینه من
مزاج اره پشت نهنگ می گیرد
به چشم جوهریان آب چون نگرداند؟
ز آب این گهر آیینه زنگ می گیرد
ز قید عقل، مرا هر که می کند آزاد
اسیری از کف اهل فرنگ می گیرد
درین دیار چه لنگر فکنده ای صائب؟
چه قیمت آینه در شهر زنگ می گیرد؟