غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۹۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز می مرا تب لرز خمار می‌گیرد

ز صیقل آینه من غبار می‌گیرد

۲

من اعتبار ز هرکس گرفتمی زین پیش

کنون ز من همه کس اعتبار می‌گیرد

۳

ندیده است سیه‌مستی مرا خورشید

همیشه صبح مرا در خمار می‌گیرد

۴

بنفشه می‌دمد از یاسمین اندامت

اگر نسیم ترا در کنار می‌گیرد

۵

اگر سپند به من جای خویش ننماید

به بزم او که مرا در شمار می‌گیرد؟

۶

چرا ز خصم کشم انتقام خود صائب؟

چو انتقام مرا روزگار می‌گیرد

بازگشت به سروده‌های صائب