دم مسیح دل دردمند ما نخورد
اگر هلاک شود بازی دوا نخورد
در این شعر، شاعر به موضوعاتی همچون درد و رنج انسان، امید و درمان اشاره میکند. او به طعنه به افرادی که به معجزات و داستانهای عیسی میپردازند، هشدار میدهد که نتیجهگیریهای سطحی نکنند و از درک واقعی مسائل غافل نشوند. او همچنین به بهشت و زحمات افراد عاقل اشاره میکند و در نهایت به مستی و لذت زندگی پرداخته میشود. شاعر به مخاطب یادآوری میکند که از فرصتها استفاده کند و زندگی را جدی بگیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دم مسیح دل دردمند ما نخورد
اگر هلاک شود بازی دوا نخورد
تو ای که از دم عیسی فسانه پردازی
بهوش باش که بیمار ما هوا نخورد
بهشت در قدم مرد عاقبت بین است
کسی که رو به قفا می رود قفا نخورد
به لاله طعنه مستی چه می زنی صائب؟
میسرست قدح خوردنش، چرا نخورد؟