غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۹۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دم مسیح دل دردمند ما نخورد

اگر هلاک شود بازی دوا نخورد

۲

تو ای که از دم عیسی فسانه پردازی

بهوش باش که بیمار ما هوا نخورد

۳

بهشت در قدم مرد عاقبت بین است

کسی که رو به قفا می رود قفا نخورد

۴

به لاله طعنه مستی چه می زنی صائب؟

میسرست قدح خوردنش، چرا نخورد؟

بازگشت به سروده‌های صائب