اگر نشسته سفر چون نظر توانی کرد
ز هفت پرده نیلی گذر توانی کرد
در این شعر، شاعر به اهمیت سفر معنوی و خودشناسی اشاره میکند و میگوید اگر کسی بتواند از قید و بندهای مادی رها شود، میتواند به درک بالاتری از وجودش دست یابد. او به زیبایی عملکرد دل و ذهن را با تصاویری از طبیعت و زندگی مرتبط میکند، مثل پرواز بلبلان و بوی گل. همچنین، شاعر به این نکته تأکید میکند که با اراده و همت میتوان به سیر و سلوک پرداخت و به نوای دل نزدیکتر شد. در نهایت، شاعر خواننده را دعوت میکند که از زندگی معمولی فراتر رود و به عمق وجود خویش سفر کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر نشسته سفر چون نظر توانی کرد
ز هفت پرده نیلی گذر توانی کرد
عزیز مصر اگر همتی کند همراه
چو بوی پیرهن از خود سفر توانی کرد
صفای باطن اگر چون صدف به دست آری
ز آب دیده نیسان گهر توانی کرد
چنان ز خویش برون آ که از اشاره موج
حباب وار سبک ترک سر توانی کرد
ز قعر گلخن هستی برآ به اوج فنا
که خنده از ته دل چون شرر توانی کرد
به بلبلان چمن ای گل آنچنان سر کن
که در بهار سر از خاک بر توانی کرد
چو بوی گل سبک از تنگنای غنچه برآی
که همرهی به نسیم سحر توانی کرد
ز چاه تیره هستی، که خاک بر سر آن
عزیز مصر شوی گر سفر توانی کرد
به خلوت لحد تنگ خویش را برسان
که بی ملاحظه خاکی به سر توانی کرد
به پیچ و تاب حوادث بساز چون صائب
مگر چو رشته شکار گهر توانی کرد