دمید صبح، هوای شراب باید کرد
سری برون ز گریبان خواب باید کرد
در این شعر، شاعر به زیباییهای صبح و اهمیت بهرهبرداری از لحظات زندگی اشاره میکند. او خواستار خروج از خواب و غفلت است و به انتخاب لحظات خوب و پر ارزش زندگی تأکید میکند. همچنین به زیباییهای طبیعت و تأثیرات رنگین و نورانی آنها بر زندگی اشاره میکند. شاعر در ادامه به اهمیت عشق و احساسات در زندگی پرداخته و به ضرورت مراقبت از احساسات و درک عمیقتر آنها میپردازد. او به قدرت و زیبایی عشق و آری از زندگی اشاره کرده و در نهایت بر لزوم زندگی با آگاهی و آغوش باز به استقبال از زیباییها تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دمید صبح، هوای شراب باید کرد
سری برون ز گریبان خواب باید کرد
ز هر نسیم نگردد چو غنچه خندان دل
نفس ز سینه صبح انتخاب باید کرد
برای کسب هوا، گرچه یک نفس باشد
سری ز بحر برون چون حباب باید کرد
ز باده شفقی، رنگ ماهتابی را
جهان فروزتر از آفتاب باید کرد
چو گل گلاب شود ایمن از خزان گردد
به آه گرم دل خویش آب باید کرد
میان شبنم و گل نیست پرده ای در کار
چرا ز چشم تر ما حجاب باید کرد؟
به آه سرد شود هرچه صرف چون دم صبح
ز عمر خویش همان را حساب باید کرد
چو مو سفید شد استادگی گرانجانی است
سفر به روشنی ماهتاب باید کرد
چو نافه صائب اگر خون کنند در جگرت
به کیمیای رضا مشک ناب باید کرد