غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۶۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز خط صفای دگر روی یار پیدا کرد

ز داغ، حسن دگر لاله زار پیدا کرد

۲

ز خط کشید رخش گرد خویش دایره ای

فغان که رهزن دلها حصار پیدا کرد

۳

مباد روز خوش آن خط بی مروت را!

که در میان من و او غبار پیدا کرد

۴

اگرچه حکم بیاضی بلند رتبه نبود

به دور گردن او اعتبار پیدا کرد

۵

غریب بود محبت درین جهان خراب

مرا به خون جگر، روزگار پیدا کرد

۶

اگر به آب رسانند خاک عالم را

نمی توان چو من خاکسار پیدا کرد

۷

چه دامهای رمیدن به خاک کرد آهو

که چشم شوخ تو ذوق شکار پیدا کرد

۸

چو زلف روز من آن روز تیره شد صائب

که راه حرف، خط مشکبار پیدا کرد

بازگشت به سروده‌های صائب