ز خط صفای دگر روی یار پیدا کرد
ز داغ، حسن دگر لاله زار پیدا کرد
در این شعر، شاعر به زیباییهای یار و عشق خود اشاره میکند و از تأثیرات عمیق و گاه دردناک عشق سخن میگوید. او با توصیف خط یار و زیباییهایش، حسرت و دلتنگی را به تصویر میکشد. این عشق، با وجود درد و رنجی که به همراه دارد، در عین حال زیبا و دلنشین است. شاعر همچنین به غم و تنهایی خود در این جهان خراب اشاره میکند و عشق را مانند خاکی میبیند که نمیتوان آن را به آسانی یافت. در نهایت، شاعر از اثرات منفی و مثبت محبت و زیباییهای یار میگوید و به حالتی از ناکامی و آرزو اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز خط صفای دگر روی یار پیدا کرد
ز داغ، حسن دگر لاله زار پیدا کرد
ز خط کشید رخش گرد خویش دایره ای
فغان که رهزن دلها حصار پیدا کرد
مباد روز خوش آن خط بی مروت را!
که در میان من و او غبار پیدا کرد
اگرچه حکم بیاضی بلند رتبه نبود
به دور گردن او اعتبار پیدا کرد
غریب بود محبت درین جهان خراب
مرا به خون جگر، روزگار پیدا کرد
اگر به آب رسانند خاک عالم را
نمی توان چو من خاکسار پیدا کرد
چه دامهای رمیدن به خاک کرد آهو
که چشم شوخ تو ذوق شکار پیدا کرد
چو زلف روز من آن روز تیره شد صائب
که راه حرف، خط مشکبار پیدا کرد