چگونه جان ز تنم هجر سینه تاب برد؟
من آن نیم که مرا در فراق خواب برد
این شعر بیانگر احساس درد و جدایی است. شاعر به هجران و دوری از معشوق اشاره میکند و میگوید که چگونه این جدایی طاقتفرساست. او از کاتب اعمال میخواهد که به نوشتههایش توجه کند و نگذارد خیال و خواب او را غافل کند. همچنین شاعر به تغییرات زمان و بیثباتی زندگی اشاره میکند و میگوید که جدایی از درگاه معشوقش برایش غیرقابل تحمل است. او همچنین از آه و اندوهی که بر دل دارد سخن میگوید و در نهایت به جستجوی قاصدی میپردازد که خبرهایی از محبوبش بیاورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چگونه جان ز تنم هجر سینه تاب برد؟
من آن نیم که مرا در فراق خواب برد
ز روی کاتب اعمال شرم کن، تا کی
به نامه عملت حرف خورد و خواب برد؟
زمان دولت تر دامنان سبکسیرست
کسی چه شکوه شبنم به آفتاب برد؟
من و جدایی ازان آستان، خدا نکند!
مگر ز بزم تو بیرون مرا شراب برد
بغیر آه نداریم سینه پردازی
غبار تفرقه جغد از دل خراب برد
فتاده است مرا کار با خودآرایی
کز آب آینه، از چشم، گرد خواب برد
کجاست قاصد از سرگذشته ای صائب؟
کز این غبار سجودی به آن جناب برد