سیه دل از غم دنیا خطر نمی دارد
که خون مرده غم نیشتر نمی دارد
این شعر به بیان غم و دردهای انسانی و بیتفاوتی برخی افراد نسبت به مشکلات دنیا میپردازد. شاعر اشاره میکند که افرادی که دلشان از غم دنیا سیاه شده، از خطرات و مشکلات احساس نگرانی نمیکنند. آنها که ناداناند، از تحولات جهان بیخبرند و به همین دلیل در مقابل تلاطمات زندگی بیخیالاند. شاعر بر این باور است که تلخی رنجها خود میتواند طعم شیرین زندگی را نمایان کند و بیتوجهی به نفاق و دوگانگی در انسانها، موجب تیرهروزی و شبزاری درونشان میشود. همچنین در کنار هم بودن داغهای جدید و قدیم در دل انسانها به اشاره میکند و میگوید که باید به شکایات و نالههای درونی توجه کرد. در نهایت، شاعر با اشاره به زیباییها و عمیق بودن احساسات انسانی، از نحوه نگرش به زندگی و عشق سخن میگوید و بیان میکند که در این باغ دنیا، هیچکس ارزش واقعی و معنوی را فراموش نکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سیه دل از غم دنیا خطر نمی دارد
که خون مرده غم نیشتر نمی دارد
ز انقلاب جهان فارغند بی مغزان
کف از تلاطم دریا خطر نمی دارد
به قدر تلخی محنت بود حلاوت عیش
نیی که بند ندارد شکر نمی دارد
صفای سینه ز اهل نفاق چشم مدار
شب سیاه درونان سحر نمی دارد
یکی است در دل ما سوز داغ کهنه و نو
درین چمن رگ خامی ثمر نمی دارد
ز گل شکایت بلبل دلیل خامیهاست
که هرچه سوخته گردد شرر نمی دارد
بود عزیز نظرها کسی که چون نرگس
ز پشت پای ادب چشم بر نمی دارد
درین ریاض زمین گیر خواریم صائب
که مهر را کسی از خاک بر نمی دارد