به سینه هرکه تمنای نوگلی دارد
ز هر الف به نظر شاخ سنبلی دارد
این شعر به بیان آرزوها و تمنای انسانها برای رسیدن به اهداف و آرزوها میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که هر کس در دل خود آرزوی قدری دارد و باید اعتماد به نفس و توکل به خدا را در نظر داشته باشد. او میگوید که اگرچه در زندگی ممکن است با موانع و مشکلاتی مواجه شویم، اما هر چالش و سختی فرصتی برای رشد و پیشرفت است. شاعر همچنین بر اهمیت تلاش و عزم در مسیر رسیدن به خواستهها تأکید دارد و هشدار میدهد که نباید فریب ظاهرسازیها را خورد. در نهایت، او بر لزوم تفکر عمیق و آگاهانه به آینده تأکید میکند، زیرا هر اقدام و تصمیمی باید بر اساس شناخت و درک صحیح از عواقب آن باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به سینه هرکه تمنای نوگلی دارد
ز هر الف به نظر شاخ سنبلی دارد
عزیمت تو فتاده است در توکل سست
وگرنه بحر ز هر موجه ای پلی دارد
منم که روزی من پشت دست افسوس است
وگرنه خار به کف دامن گلی دارد
چو موج، بی خطر از بحر می رسد به کنار
به دست هرکه عنان توکلی دارد
کلاه شعله اگر کج نهد سزاوارست
گل چراغ چو پروانه بلبلی دارد
به پای هر که خلیده است از گلی خاری
بر آن قفس نزند گل که بلبلی دارد
جگر خراش فتاده است تیشه غیرت
وگرنه کوهکن ما تحملی دارد
کدام برق تجلی ز ابر بیرون تاخت؟
که کوه طور عجایب تزلزلی دارد
کدام مطلب عالی است در نظر دل را؟
که بر مراد دو عالم تغافلی دارد
بجز فتادگی ما که برقرار بود
ترقی همه در پی تنزلی دارد
مخور فریب تواضع ز خصم بد گوهر
که آب تیغ ز قد دو تا پلی دارد
تویی که فارغی از فکر عاقبت صائب
وگرنه صورت بی جان تأملی دارد