خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد
رگی ز تلخی آن یار تندخو دارد
این شعر به بیان حس و حال شاعر درباره زیبایی و تلخیهای زندگی میپردازد. شاعر از خوشی و رنگ باده گلگون سخن میگوید و به تلخی و دشواریهایی که از رفتار یار تندخو ناشی میشود، اشاره میکند. او به امید و جستجوی خود برای دستیابی به شادی و نور اشاره دارد و نشان میدهد که در دنیایی که همه چیز دوگانه است، چالشهایی وجود دارد. همچنین، شاعر به بوی یاسمن و گل امید میپردازد که نشانهای از تازگی و شروع جدید است. در نهایت، به مشکلات و محدودیتهایی که بر سر راه آزادی وجود دارد، اشاره کرده و از آگاهی نسبت به آنها سخن میگوید. این شعر ترکیبی از زیبایی و تلخی زندگی را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد
رگی ز تلخی آن یار تندخو دارد
سر بریده شبنم به آفتاب رسید
همان امید مرا گرم جستجو دارد
چگونه جلوه کند آفتاب یکرنگی؟
درین زمانه که آیینه پشت و رو دارد
همین نه گردن شیطان ز کبر دارد طوق
به هر که بنگری این طوق در گلو دارد
ز بوی یاسمن یأس مغز من تازه است
گل امید ندانسته ام چو بو دارد
ز لاله زار شهادت قدم برون مگذار
بغیر تیغ که آبی دگر به جو دارد؟
مجوی سر خط آزادی از فلک صائب
که خود ز کاهکشان طوق در گلو دارد