ز چهره تو بهشت آب و تاب بردارد
ز جلوه تو قیامت حساب بردارد
این شعر درباره زیبایی و تأثیر عمیق چهره و جلوه حضور معشوقه صحبت میکند. شاعر به توصیف زیباییهایی میپردازد که میتوانند بهشت را تحت تأثیر قرار دهند و قیامت را به حساب آورند. همچنین اشاره میکند که سوختگانی که در جستجوی عشق هستند، از دنیای غیب بهرهمند میشوند. شاعر به طعنه میگوید که حتی آتش سوزان نیز به این Beauty آنقدر قوی است که تأثیر آن را نمیتواند تحمل کند. در نهایت، او از درد و زخمهای عمیق عشق صحبت میکند که حتی با زیباییهای عقیق نیز تسکین نمییابد و فقط دل رنجیده را به ارث میگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز چهره تو بهشت آب و تاب بردارد
ز جلوه تو قیامت حساب بردارد
نصیب سوختگان می رسد ز پرده غیب
همیشه آبله آب از سراب بردارد
چنین که خوی تو کرده است عام ناسازی
عجب که آتش سوزان کباب بردارد
چنان عقیق تو از خون خلق شد سیراب
که از مشاهده اش زخم آب بردارد
بغیر لخت دل و پاره جگر صائب
چه توشه کس ز جهان خراب بردارد؟