غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۲۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز چهره تو بهشت آب و تاب بردارد

ز جلوه تو قیامت حساب بردارد

۲

نصیب سوختگان می رسد ز پرده غیب

همیشه آبله آب از سراب بردارد

۳

چنین که خوی تو کرده است عام ناسازی

عجب که آتش سوزان کباب بردارد

۴

چنان عقیق تو از خون خلق شد سیراب

که از مشاهده اش زخم آب بردارد

۵

بغیر لخت دل و پاره جگر صائب

چه توشه کس ز جهان خراب بردارد؟

بازگشت به سروده‌های صائب