جواب نامه ما را صبا نمی آرد
به چشم، کاغذی از توتیا نمی آرد
این شعر به بیان احساسات دلbroken و ناکامیهای شاعر میپردازد. شاعر از عدم پاسخ به نامهاش و از دست رفتن ارتباطات با دیگران ابراز غم میکند. او به بیتفاوتی زمانه و طبیعت اشاره میکند که حتی نسیم بهاری هم به دلتنگیهای او اهمیتی نمیدهد. همچنین، اشعار بیپاسخ و یادآوری تلخیها در ذهنش باعث شده که دلش همواره سوراخ باشد و هیچ خوشایندی به او نمیرسد. در نهایت، شاعر به ناکامی در رسیدن به آرزوها و حسرتهایش اشاره میکند و از داغ دل با دیگران سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جواب نامه ما را صبا نمی آرد
به چشم، کاغذی از توتیا نمی آرد
زمانه ای است که باد بهار با آن لطف
به سبزه مژده نشو و نما نمی آرد
نسیم برق عنان را چه پیش آمده است؟
که رو به کلبه احزان ما نمی آرد
به پرسشی نکند یاد، تلخکامان را
لب تو حق نمک را بجا نمی آرد
ازان سبب دل سوزن همیشه سوراخ است
که تاب دوری آهن ربا نمی آرد
چرا نسیم سر زلف در دل شبها
مرا به خاطر آن بیوفا نمی آرد؟
جواب نامه جانسوز شکوه ناکان را
به دست برق بده گر صبا نمی آرد
به ترک فقر، کلاه کسی سزاوارست
که سر فرود به بال هما نمی آرد
مجو ز سینه اغیار داغ غم صائب
زمین شور گل مدعا نمی آرد