غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۹۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زمانه ساز به رنگ زمانه می گردد

پرشکسته خس آشیانه می گردد

۲

ز آه خویش بر آن تندخوی می لرزم

که تیر راست به گرد نشانه می گردد

۳

بس است چین جبینی برای رفتن من

که این سمند به یک تازیانه می گردد

۴

تمام خواب غرورست خواجه، زین غافل

که یک دو هفته دیگر فسانه می گردد

۵

به خارزار تعلق مبند دل زنهار

که بیضه سنگ درین آشیانه می گردد

۶

به صدر مجلس اگر راه من فتد صائب

ز خاکساری من آستانه می گردد

بازگشت به سروده‌های صائب