مرا دل از قد خم زنگ ناک می گردد
ز صیقل آینه هرچند پاک می گردد
این شعر دربارهٔ تأثیر عشق و پاکی بر روح و جان انسانها صحبت میکند. شاعر به زیبایی و پاکی در وجود همه موجودات زنده اشاره میکند و تنها نفس را به عنوان مخالف آن بیان میکند. او عشق را به عنوان عاملی توصیف میکند که میتواند انسان را از فقر و درد رهایی بخشد و بهشتی برای او فراهم سازد. شاعر همچنین به تحول آدمی و تبدیل او به ملک اشاره میکند و در نهایت، به عشق و فانی شدن خود در آن میپردازد. به طور کلی، این شعر به جستجوی پاکی و عشق در زندگی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرا دل از قد خم زنگ ناک می گردد
ز صیقل آینه هرچند پاک می گردد
بود ز جانوران پاک هرچه زنده بود
بغیر نفس که چون مرد، پاک می گردد
بغل گشاده بهشت آیدش به استقبال
ز درد فقر دل هرکه چاک می گردد
ز خلق خوش چه عجب گر ملک شود آدم؟
که خون ز مشک شدن نیز پاک می گردد
برآورد ز گریبان چرخ سر صائب
سری که در قدم عشق تو خاک می گردد