غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۹۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

کجا حریص ملول از گزند می گردد؟

که خاک در دهن حرص قند می گردد

۲

ازان نگاه تو چون تیر می خلد در دل

که گرد آن مژه های بلند می گردد

۳

به گرد آتش روی تو خال از شوخی

گمان برند که همچون سپند می گردد

۴

نوای خارج منصور از تهی مغزی است

صدا ز کاسه خالی بلند می گردد

۵

اثر در آن دل سنگین نمی کند صائب

به سنگ ناخن من گرچه بند می گردد

بازگشت به سروده‌های صائب