به دیده آب اگر از آفتاب میگردد
دل از نظاره روی تو آب میگردد
این بیتها از شاعر بیانگر عشق و دلدادگی عمیق او هستند. شاعر به زیباییهای معشوق و تاثیر آن بر دل و جانش اشاره میکند. آب و آفتاب به عنوان نمادهایی از عشق و زیبایی پیرامون او مطرح شدهاند و نشان میدهند که عشق چقدر میتواند انسان را تحت تاثیر قرار دهد. همچنین، شاعر بیان میکند که حتّی بوسههای معشوق، فراتر از کلمات و همراه با یاد و خاطرات است. در نهایت، او به تمییز بین نعمتهای مادی و عشق واقعی اشاره کرده و بر این باور است که عشق او به معشوق، ناب و بی مانند است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به دیده آب اگر از آفتاب میگردد
دل از نظاره روی تو آب میگردد
میی که چشم تو زان کاسهکاسه مینوشد
به یک پیاله سر آفتاب میگردد
تو چون به جلوه درآیی، ز شرمساری سرو
ز طوق فاخته پا در رکاب میگردد
به غیر بوسه، که از سرگذشتگان دیگر
حریف آن لب حاضرجواب میگردد؟
برآورند به رویش در بهشت به گل
میان ما و تو هرکس حجاب میگردد
ز خط نشد دل سخت تو مهربان، ورنه
به چشم آینه زین دود آب میگردد
مشو ز صبح بناگوش نوخطان غافل
که هر دعا که کنی مستجاب میگردد
سپند غیرت من پای میکند قایم
در آتشی که سمندر کباب میگردد
مرا به آب رسد خانه شکیب و قرار
ز درد دیده هرکس پرآب میگردد
فریب نعمت الوان چرا خورم صائب؟
مرا که خون به جگر مشک ناب میگردد