به دیده آب اگر از آفتاب میگردد
دل از نظاره روی تو آب میگردد
این شعر به زیبایی و تاثیر عشق و زیبایی معشوق پرداخته و با تصاویری از طبیعت و عناصر مختلف، احساسات و تجربیات عاشقانه را به تصویر میکشد. شاعر به توصیف تاثیر چهره محبوب بر دل و روح خود میپردازد، به ویژه اینکه چگونه زیبایی او میتواند دل را پر از آب کند و در عین حال، جاذبه و نور او بر دیگران نیز تاثیر میگذارد. در نهایت، شعر به عشق و عواطف انسانی اشاره میکند که در عین سادگی، عمیق و پیچیده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به دیده آب اگر از آفتاب میگردد
دل از نظاره روی تو آب میگردد
ز خیره چشمی من آفتاب میلرزید
کنون ز ذره به چشم من آب میگردد
عرق نکردن رویش ز بیحجابی نیست
ستاره محو درین آفتاب میگردد
حجاب عاشق و معشوق پرده هستی است
کتان چو ریخت ز هم ماهتاب میگردد
رخش ز باده گلرنگ چون برافروزد
به چشم حلقه آن زلف آب میگردد
ز خامی آن که در اینجا به داغ عشق نسوخت
در آفتاب قیامت کباب میگردد
سری که نیست ز هوش و خرد گران صائب
سبک ز کسب هوا چون حباب میگردد