غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۸۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ملایمت سپر خصم تندخو گردد

شراب شیشه شکن عاجز کدو گردد

۲

به چشم خویش جهان را سیه کند چو عقیق

ز ساده لوحی خود هرکه نامجو گردد

۳

صدف عبث دهنی باز می کند به سؤال

گهر چگونه برابر به آبرو گردد؟

۴

کنند بوی شناسان غلط به ناف غزال

ز نقش پای تو خاکی که مشکبو گردد

۵

رخی که دیده خورشید ازو پرآب شده است

چه لایق است به آیینه روبرو گردد؟

۶

همیشه سبز بود حرف هرکه چون طوطی

ز وصل آینه قانع به گفتگو گردد

۷

ز چار موجه به ساحل رساند کشتی خویش

ز خلق هرکه چو صائب کناره جو گردد

بازگشت به سروده‌های صائب