ز بردباری من موج می شود لنگر
ز خاکساری من صدر آستان گردد
این شعر به تصویر کشیدن قدرت و تأثیر احساسات و ویژگیهای انسانی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارات بیان میکند که بردباری و خاکساری او میتواند به عنوان یک لنگر و آستانههای الهی عمل کند. غمهایی که به او وارد میشود، میتواند بر طبیعت تأثیر بگذارد و زمین را به آسمان تبدیل کند. همچنین اشاره میشود که با گذر زمان، انسانها باید از دنیای مادی فاصله بگیرند و رضایت از قسمت ازلی خود را در نظر بگیرند. به طور کلی، این شعر به عمق احساسات انسانی و رابطه آنها با جهان طبیعت میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز بردباری من موج می شود لنگر
ز خاکساری من صدر آستان گردد
فلک ز بار غم من به خاک بندد نقش
زمین ز بال و پر شوقم آسمان گردد
اگر چه خضر ز آب حیات سیراب است
ز یاد تیغ تواش آب در دهان گردد
شدی چو پیر ز اهل جهان کناری گیر
که هرکه مانده شود بار کاروان گردد
به قسمت ازلی باش از جهان خرسند
که چون فضول شود میهمان گران گردد
چو ماه عید عزیز جهان شود صائب
ز بار درد قد هر که چون کمان گردد
نسیم گل ز سبکروحیم گران گردد
ز چرب نرمی من مغز استخوان گردد