ز روی خشت خم از جوش باده جام افتاد
بیار باده که طشت خرد ز بام افتاد
این شعر درباره تأثیر باده و حالات ناشی از آن بر زندگی و احساسات انسانهاست. شاعر با توصیفاتی زیبا به تصویر کشیده که چگونه باده میتواند سرزندگی و زیبایی را به ارمغان آورد، اما همچنین هشدار میدهد که مبادا از اهمیت زندگی و اصولی که به آن وابستهایم غافل شویم. به طور کلی، تاریکی و آشوبهای زندگی را در کنار لحظات خوش و نورانی نشان میدهد و در نهایت بخشی از آن به تجربه خود شاعر و احساساتی که به باده و جهان اطرافش نسبت میدهد، مرتبط است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز روی خشت خم از جوش باده جام افتاد
بیار باده که طشت خرد ز بام افتاد
حباب وار به سرگشتگی مثل گردد
سفینه ای که به گرداب خط جام افتاد
مباد از سر زنار کم سر مویی
چه شد که سلسله سبحه از نظام افتاد
چو سبزه فرش شد و همچو آب رفت از دست
نگاه هرکه بر آن سرو خوش خرام افتاد
به چشم روشنی دام می رود صیاد
کدام مرغ همایون دگر به دام افتاد؟
درین نشیمن آشوب پخته شو زنهار
زنند پای به فرقش چو میوه خام افتاد
علاج کلفت خود زود می کنم صائب
دگر به دست من امروز یک دو جام افتاد