ز چشم بد رخ خوب ترا گزند مباد
سرود بزم تو جز نغمه سپند مباد
این شعر به بیان زیباییها و خوشیهای عشق و ارتباط عاطفی پرداخته است. شاعر از زیباییهای محبوبش صحبت میکند و میخواهد که از آسیبها و نگرانیها به دور باشد. او بر اهمیت خوشرویی و لبخند محبوب تأکید میکند و میگوید که محبت و زیبایی او موجب امید و شادی در جهان است. به طور کلی، این اشعار به احساسات عمیق عشق و ارزشهای مثبت انسانی اشاره دارد و آرزوی دوری از درد و رنج را بیان میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز چشم بد رخ خوب ترا گزند مباد
سرود بزم تو جز نغمه سپند مباد
گشاد کار جهان در گشاده رویی توست
ز تنگ گیری غم خاطرت نژند مباد
ز نوشخند تو آفاق شکرستان است
دهان تنگ تو بی صبح نوشخند مباد
ز خط سبز تو کشت امید سرسبزست
ز چشم خیره نگاهان ترا گزند مباد
بجز عرق، گل روی تو در خودآرایی
به هیچ گوهر دیگر نیازمند مباد
اگرچه سنبل زلفت به خون من تشنه است
رهایی دل ازان عنبرین کمند مباد
چمن صحیح ز بیماری نسیم صباست
نگاهبان تو جز جان دردمند مباد
دل مرا که ز قید دو عالم آزادست
ز قید عشق تو آزاد هیچ بند مباد
سخن در آینه آفتاب می گذرد
غبار خاطر افتادگان بلند مباد
ز خامه تو شکرزار شد جهان صائب
که طوطی تو به شکر نیازمند مباد