غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۵۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دست اسباب بگیرید و به سیلاب دهید

به دل جمع، دگر داد شکر خواب دهید

۲

دل بی عشق چه در سینه نگه داشته اید؟

بر سرش جان بگذارید و به قصاب دهید

۳

آبرو در چمن خشک مزاجان جهان

آنقدر نیست که خار مژه ای آب دهید

۴

صحبت صافدلان برق صفت در گذرست

هرچه دارید به می در شب مهتاب دهید

۵

روی دل بر طرف خانه حق می باید

چه زیان دارد اگر پشت به محراب دهید؟

۶

هیچ کار از مدد بخت نگون پیش نرفت

سر این رشته به شاگرد رسن تاب دهید

۷

بلبلان گر سر همچشمی صائب دارید

اول از نغمه تر تیغ زبان آب دهید

بازگشت به سروده‌های صائب