می خلد بیشتر از تیر به دل موی سفید
کار شمشیر دو دم می کند ابروی سفید
این شعر درباره تأثیر زمان و پیری بر زندگی و احساسات انسان است. شاعر احساس میکند که پیری و موی سفید، درد و تلخی خاصی را به زندگیاش میآورد. او نسبت به زیباییها و شادیهای زندگی، به ویژه در رویدادهای مذهبی همچون محرم، حسرت میخورد. همچنین، شاعر میگوید که پیری میتواند بر روح انسان تأثیر بگذارد و او را به سوی مرگ سوق دهد. در نهایت، او به زیبایی بهار و خوشبو بودن عنبر اشاره میکند و به این نکته میپردازد که دل هنوز میتواند بچگانه و شاداب بماند، حتی اگر ظاهری پیر داشته باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
می خلد بیشتر از تیر به دل موی سفید
کار شمشیر دو دم می کند ابروی سفید
خواب من چون نشود تلخ ز پیری، که مرا
می گزد بیشتر از مار سیه، موی سفید
می کند ماه محرم مه عید خود را
به خضاب آن که سیه می کند ابروی سفید
سر برآرد ز گریبان کفن چون خورشید
به شبستان لحد هرکه برد روی سفید
پیر چون زنده دل افتد، ز جوان کمتر نیست
می برد زنگ ز دل صبح به گیسوی سفید
این که از چهره به ظاهر سیهی برد مرا
کاش می برد سیاهی ز دلم موی سفید
چون ز جان دست نشوییم، که همچون قلاب
دامن مرگ به خود می کشد ابروی سفید
خوشتر از عنبر خام است بهار عنبر
نیست هرگز به دل پیر گران موی سفید