غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۵۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

می خلد بیشتر از تیر به دل موی سفید

کار شمشیر دو دم می کند ابروی سفید

۲

خواب من چون نشود تلخ ز پیری، که مرا

می گزد بیشتر از مار سیه، موی سفید

۳

می کند ماه محرم مه عید خود را

به خضاب آن که سیه می کند ابروی سفید

۴

سر برآرد ز گریبان کفن چون خورشید

به شبستان لحد هرکه برد روی سفید

۵

پیر چون زنده دل افتد، ز جوان کمتر نیست

می برد زنگ ز دل صبح به گیسوی سفید

۶

این که از چهره به ظاهر سیهی برد مرا

کاش می برد سیاهی ز دلم موی سفید

۷

چون ز جان دست نشوییم، که همچون قلاب

دامن مرگ به خود می کشد ابروی سفید

۸

خوشتر از عنبر خام است بهار عنبر

نیست هرگز به دل پیر گران موی سفید

بازگشت به سروده‌های صائب