تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
سرو را فاخته از طوق به زنجیر کشید
این شعر به زیبایی به احساسات عمیق و تأثیرات عشق پرداخته است. شاعر میگوید که حتی در سختترین شرایط، عشق و تقدیر میتوانند تأثیرگذار باشند و زخمهای دل را التیام بخشند. او از قدرت عشق که او را از دو جهان جدا میکند سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز قادر به نرم کردن دلهای سخت نیست. در نهایت، شاعر به تصورات و خوابهای پریشان خود اشاره میکند که تحت تأثیر زیبایی و غفلت در عشق شکل گرفتهاند. شعر به طور کلی به تضادها و چالشهای عشق میپردازد و نشاندهنده دغدغههای انسانی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
سرو را فاخته از طوق به زنجیر کشید
هرگز از سیل گرانسنگ، عمارت نکشد
آنچه ویرانه ام از منت تعمیر کشید
عشق خوش سهل برآورد مرا از دو جهان
نتوان موی چنین از قدح شیر کشید
نتوانست دل سخت ترا نرم کند
آه گرمم که گلاب از گل تصویر کشید
قدم راست روان خضر ره توفیق است
سر چو پیکان نتوان از قدم تیر کشید
بالش از دامن حوران بهشتی نکند
خواب ما بس که پریشانی تعبیر کشید
در خم زلف گرهگیر تو عاجز شده است
دل صائب که عنان از کف تقدیر کشید