ناله ای کز دل بیدرد برون می آید
تیغی از پنجه نامرد برون می آید
این شعر به بیان درد و رنجهای درونی شاعر میپردازد. شاعر از نالهای سخن میگوید که از دل بیدردش به بیرون میآید و نشاندهنده رنجهای فراوانی است که در جهان وجود دارد. او به این نکته اشاره میکند که غم دنیا قدرتی برای شکست دادن انسانها ندارد و در این جنگ زندگی، مردانگی و شجاعت اهمیت دارد. همچنین به یتیمی احساساتش و جداییها اشاره میکند که بر دلش فشار میآورد. در نهایت، شاعر با بیان اینکه درد و غم از دلش به بیرون میآید، تأکید میکند که این مسائل به خاطر تنگنای زندگی است و نه به خاطر بیاحساسی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ناله ای کز دل بیدرد برون می آید
تیغی از پنجه نامرد برون می آید
غم دنیا نه حریفی است که مغلوب شود
مرد ازین معرکه نامرد برون می آید
رنگ در آب و گلم گریه خونین نگذاشت
لاله از تربت من زرد برون می آید
چون گهر گرچه جگرگوشه این دریایم
از یتیمی ز دلم گرد برون می آید
عشق را از نظر گرم کند حسن ایجاد
ذره با مهر جهانگرد برون می آید
گر فتد ره به خرابات مغان قارون را
به دو پیمانه جوانمرد برون می آید
ماه در زیر سپر می شود از هاله نهان
هر شبی کان مه شبگرد برون می آید
گرچه از زیر و زبر کردن غمخانه ما
سالها رفت، همان گرد برون می آید
سببش تنگی خانه است نه بیدردیها
از دل صائب اگر درد برون می آید