کلکم از سیر بدخشان سخن می آید
سرخ رو از سر میدان سخن می آید
این شعر به زیبایی و عمق سخن و هنر شاعری میپردازد. شاعر از موضوعات مختلفی چون عشق، غیرت، زیبایی و هنر در سخن گفتن صحبت میکند. او نشان میدهد که همواره از زیباییهایی چون طبیعت، عشق و شیرینی کلمات، مفاهیم عمیق و معانی نهفتهای از دل زندگی جاری است. در نهایت، شعر به صبر در برابر چالشهای زندگی اشاره دارد و میگوید که زمانهای دشوار نیز به سر میآید و قافیهی آرامش و زیبایی دوباره خواهد رسید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کلکم از سیر بدخشان سخن می آید
سرخ رو از سر میدان سخن می آید
شور غیرت به نمکدان مسیح افکندن
از شکر خنده پنهان سخن می آید
تیر از جوشن الماس ترازو کردن
از کمین جنبش مژگان سخن می آید
سبزی بخت به طاوس دهد راه آورد
طوطیی کز شکرستان سخن می آید
جوی شیری که سفیدست ازو روی بهشت
از سیه چشمه پستان سخن می آید
همه جا دست بدستش به سر کلک برند
هر متاعی که ز یونان سخن می آید
هر نسیمی که گشاید گره از کار دلی
می توان یافت ز بستان سخن می آید
باطن اهل سخن تیغ به کف استاده است
تا که گستاخ به میدان سخن می آید؟
چه شکنها که ز سرپنجه ارباب سخن
به سر زلف پریشان سخن می آید
صبر کن بر ستم چرخ دو روزی صائب
نوبت قافیه سنجان سخن می آید